آزمايش MacBook Air

نویسنده: Ken Mingis
Computerworld
مترجم آزاده ترابی

فرامینگهام- حتماً تاکنون اخبار زیادی درخصوص MacBook Air جنجالی، مدل آب رفته  خط مک بوک شرکت اپل که به نظر می‌رسد غلتک از روی آن رد شده، شنیده‌اید.

فرصتی پیش آمد که برای مدتی از این دستگاه استفاده کنم و حالا آماده‌ام که گزارش خود را در اختیار پیش قراولان و دوستداران دستگاه‌های مک قرار دهم که تا امروز به استفاده از دستگاه‌های ۵ پوندی مک بوک یا ۸/۶ پوندی مک بوک پرو عادت کرده‌اند (که البته خود من هم در دسته دوم قرار می‌گیرم)، دستگاه ۳ پوندی جدید Air همان چیزی است که آنها در انتظارش بوده‌اند.

این لپ‌تاپ بسیار سبک (اگر نه بسیار کوچک) شامل سیستم عامل مک ایکس، یک صفحه کلید با اندازه متعارف، صفحه نمایش LCD  ۳/۱۳ اینچی با پیش زمینه نورانی و حتی یک درایو مدرن اختیاری می‌باشد.

 

دیگر چه می‌خواهید؟

خوب نظرتان درباره یواس‌بی پورت‌های بیشتر، یک یا دو پورت FireWire، یک ورودی ExpressCard یا یک درایو نوری چیست؟ این واقعیت که Air تنها یک پورت یواس‌بی، یک پورت micro-DVI و یک ورودی گوشی هدفون دارد بدان معناست که اگر بخواهید لوازم جانبی بیشتری به دستگاه خود متصل نمائید باید در خصوص چگونگی استفاده از لپ‌تاپ خود تجدید نظر نمائید.

 

آیا کوچکتر بهتر است؟

هنگام انتخاب لپ‌تاپ، بسیاری از مردم دستگاه‌های کوچکتر و سبکتر را ترجیح می‌دهند. البته من از این قاعده مستثنی هستم. یک دستگاه قدیمی ۱۷ اینچی مک بوک پرو با صفحه نمایش با وضوح بالا دارم که هنوز برای من بهترین است. برای آن که به ندرت سفر می‌کنم و دورترین نقطه‌ای که لپ‌تاپم را می‌برم از میز به کاناپه و یا در مواردی به تراس یا دفتر کارم است. (آرزو مي‌كنم که شرکت اپل یک لپ‌تاپ ۲۰ اینچی ارائه دهد).

حالا که جایگاهم را مشخص کرده‌ام، می‌توانم بگویم که مدلی را که اپل برای بررسی نزد من فرستاد یکی از جالب توجه‌ترین لپ‌تاپ‌ها هم از لحاظ اندازه و هم از لحاظ شکل و شمایل مدرن در سالهای اخیر می‌باشد. واژه بانمک واژه‌ایست که هر زمان دوستان و همکارانم  برای اولین بار این دستگاه را مشاهده می‌کردند، به کار می‌بردند. در حقیقت این لپ‌تاپ، دستگاهی است که در آن شکل بر عملکرد غلبه کرده است. آنقدر باریک است که هیچ عکسی گویای آن نخواهد بود، پس اگر درصدد خرید چنین دستگاهی هستید بهتر است که شخصاً به یک فروشگاه اپل مراجعه کنید و این دستگاه را از نزدیک مورد بررسی قرار دهید و مطمئن شوید که دستگاه را در دست بگیرید تا از سبک وزن بودن آن مطمئن شوید.

اگر جزئیات این دستگاه را زمانیکه مدیرعامل شرکت اپل، آقای استیو جابز دستگاه Air را در نمایشگاه Macworld در ۱۵ ژانویه از یک پاکت خارج کرد مشاهده نکردید، اکنون می‌خوانید که این دستگاه در جلو ضخامتی به قطر ۱۶/۰ اینچ و در عقب ضخامتی به قطر ۷۶/۰ اینچ دارد که در این قسمت لولاهای صفحه نمایش قرار دارند. وزن این دستگاه ۳ پوند بوده و سه پورتی که بدانها اشاره شد پشت درب کوچکی مخفی می‌باشند. دارای یک دوربین درونی iSight بوده و از یک صفحه مسیر نو نوارشده چندلمسی استفاده می‌کند.

 

برخی قابلیت‌های چشمگیر ابتدایی

دستگاهی که مورد بررسی من قرار گرفت نسخه ابتدایی Air بود که هم اکنون به مبلغ ۱۷۹۹ دلار امریکا به فروش می‌رسد. این مدل دارای یک تراشه ۶/۱ گیگاهرتزی Core 2 Duo، یک هارددرایو ۸/۱ اینچی استاندارد ۸۰ گیگابایتی که ۴۲۰۰ دور در دقیقه می‌چرخد و حافظه ۲ گیگابایتی است (که به بورد اصلی متصل شده و امکان ارتقاء دادن آن نیست). در مقایسه با دستگاه قابل اطمینان مک بوک پرو من که دارای یک پردازشگر ۴/۲ گیگاهرتزی، یک هارددرایو ۱۶۰ گیگابایتی که ۷۲۰۰ دور در دقیقه می‌چرخد، حافظه ۴ گیگابایتی و یک صفحه نمایش LCD جذاب ۱۷ اینچی می‌باشد، حتماً فکر می‌کنید که Air یک دستگاه ضعیف است.

متعجب خواهید شد اگر بدانید که چنین نیست. دستگاه Air به همان اندازه دستگاه مک بوک پرو من برای استفاده روزمره و کارهای متداولی که بیشتر کاربران انجام می‌دهند، تند و فرز است: کارهایی چون جستجو بر روی وب، فرستادن پست الکترونیکی، ویرایش متون و کارهای پیش پاافتاده گرافیکی. شاید صفحه نمایش ۱۳ اینچی با وضوح تصویر ۱۲۸۰ در ۸۰۰ پیکسل کمی غیرطبیعی به نظر رسد. اما در واقع صفحه نمایش زیبائیست که در مقایسه با مک بوک، بر روی Air شیکتر و روشنتر به نظر می‌رسد. بدون شک شیوه جدید نور زير كليدها که دستگاه مک بوک داراي آن است، کمک قابل توجهی به زیبایی آن می‌کند. استفاده از LED، باعث حذف استفاده از جیوه و آرسنیک در صفحه نمایش می‌شود که عامل خرسندی طرفداران محیط زیست می‌باشد.

دستگاه Air همانند همتای مک بوک خود، از گرافیک‌های ویدیویی اشتراکی استفاده می‌کند، بدین معنا که این دستگاه حافظه ویدیویی را از ۲ گیگابایتی که به همراه لپ‌تاپ می‌آید تهیه می‌کند. در این صورت مجموعه تراشه X1300 حدود ۱۴۴ مگابایت از حافظه را به خود اختصاص می‌دهد و همانند مک بوک این تنظیمات برای پروژه‌های سبک و متداول به خوبی کار خواهد کرد. مسلماً نمی‌توانید تحت برنامه Final Cut Pro بر روی Air به تدوین تصاویر ویدیویی با کیفیت وضوح بالا بپردازید و اگر احتمالاً در نظر دارید چنین کنید، از لپ‌تاپ نامناسبی برای این کار استفاده می‌کنید. اما برای تصاویر ویدیویی، گرافیکی، عکس و fluid motion که در کلیه سیستم عامل مک ایکس انجام می‌شود، عدم وجود حافظه ویدیویی مجزا مسئله مهمی محسوب نمی‌شود. ضمناً دستگاه Air امکان اتصال و کار با صفحه نمایش مجزایی با حداکثر وضوح تصویر ۱۹۲۰ در ۱۲۰۰ پیکسل (که شامل مدل ۲۳ اینچی Cinema Display شرکت اپل نیز می‌شود) را دارد.

باتری این دستگاه، اگر از Wi-Fi استفاده می‌کنید و روشنایی صفحه را بر روی ۵۰% تنظیم کرده باشید، برای مدت ۵ ساعت به خوبی کار خواهد کرد (طی دوره آزمایشی من، با ایجاد شرایط بالا و در حالیکه مشغول کار بر روی اینترنت، ویرایش متن و گوش دادن به رادیو iTunes بودم، توانستم کمی بیشتر از ۴ ساعت با این باتری کار کنم). در ضمن این باتری در دسترس نیست و نمی‌توانید در طول سفرهای هوایی آن را از دستگاه خارج کنید. زمانیکه باتری نیاز به تعویض داشته باشد باید دستگاه Air خود را به یک فروشگاه اپل ببرید تا ظرف یک روز آن را جابه جا کنند. هزینه این کار ۱۲۹ دلار می‌باشد.

چه چیز دیگری کم داریم؟ خیلی چیزها. در این دستگاه درایو نوری تعبیه نشده که شما می‌توانید با ۹۹ دلار صاحب یک SuperDrive خارجی شوید که هم سی‌دی و هم دی‌وی‌دی را بخواند و ضبط کند. (این دستگاه حدود ۱۱ اونس وزن دارد و فقط با Air کار می‌کند.) هیچ پورت اترنتی در Air تعبیه نشده بنابراین اگر بخواهید با استفاده از اترنت به شبکه محل کار خود متصل شوید باید یک آداپتور یواس‌بی- به- اترنت تهیه کنید که یک هزینه ۲۹ دلاری دیگر در بر دارد.

در واقع راه‌های دیگری برای پول صرف Air کردن وجود دارد. می‌توانید یک پردازشگر پرسرعت ۸/۱ گیگاهرتزی به مبلغ ۳۰۰ دلار تهیه کنید و یا تصمیم خود را یکسره نموده و یک درایو ۶۴ گیگابایتی solid-state بگیرید. در این صورت حجم کمتر، هزینه بیشتر دارد: با پرداخت هزینه ۹۹۹ دلاری برای درایو SSD فضای ذخیره سازی شما، ۱۶ گیگابایت کاهش می‌یابد.

آیا درایو SSD ارزش این هزینه را دارد؟ اگر فکر می‌کنید که با گرفتن SSD درایو سریعتری به دست خواهید آورد، جواب این سوال منفی می‌باشد. طبق گفته‌های دست اندرکاران شرکت اپل، بزرگترین حسن سخت افزار SSD آن است که هیچ قطعه جابه جا شدنی در آن موجود نمی‌باشد که بالطبع منجر به ماندگاری و دوام آن می‌شود. اگر چه برخی قابلیتها از جمله خواندن حجم بزرگی از داده‌ها در مقایسه با درایو ۸۰ گیگابایتی ممکن است سریعتر باشد، اما در مورد بقیه قابلیتها چنین نیست. نتیجه نهایی آن که صرفنظر از درایوی که تهیه خواهید نمود، سرعت به دست آمده دستگاه Air چندان متفاوت نخواهد بود.

یک نکته انحرافی دیگر آن که ارتقاء دادن Air چیزی بالغ بر ۳۰۰۰ دلار هزینه در بر خواهد داشت. توصیه من آن است که آن را ارتقاء ندهید. همانطور که درست نیست که ۸ سیلندر را بر روی فولکس مدل بیتل سوار کنید. این دستگاه ۱۷۹۹ دلاری تقریباً ۹۵ درصد کارهایی را که از آن انتظار می‌رود، به خوبی انجام می‌دهد.

 

راه‌اندازی

اگرچه خودم را در گروه متقاضیان این دستگاه دسته‌بندی نمی‌کنم اما راه‌اندازی دستگاه Air از نظر من قانع کننده بود. راه‌اندازی دستگاه Air از زمانیکه بوق شروع کار را زد تا زمانیکه صفحه اصلی پدیدار شد بیش از ۴۰ ثانیه ایی که برای مک بوک پرو لازم است زمان برد؛ در واقع ۷۰ ثانیه طول کشید تا دستگاه Air کاملاً راه‌اندازی شود که البته این امر با توجه به تراشه و هارددرایو کندتر آن قابل پیش بینی بود. راه‌اندازی دستگاه از حالت Sleep در حدود ۲ ثانیه به طول انجامید روشن سازی پیش زمینه LED بدان معناست که به محض روشن شدن کامل دستگاه، صفحه نمایش به حداکثر روشنایی زمینه می‌رسد (صفحات فاقد LED نیاز به چند دقیقه برای گرم شدن دارند تا به روشنایی کامل برسند.)

برنامه‌های متداولی همچون Safari، Mail و iPhoto همگی طی دو یا سه بار چشمک زدن آیکون/نماد برنامه در Dock ظاهر شدند و هنگام راه‌اندازی مجدد، این زمان به یک بار چشمک زدن کاهش یافت. (قابلیت سیستم عامل مک ایکس در خصوص زمان ارسال مجدد برنامه‌ها به واسطه كاشه سریعتر عمل می‌کند.) استفاده از برنامه‌های اجرایی نامبرده برای گشت و گذار بر روی اینترنت، کنترل کردن پستهای الکترونیکی و ایجاد تغییراتی بر روی عکسها با استفاده همان برنامه‌ها بر روی مک بوک پرو تقریباً برابری می‌کرد.

نسخه قدیمی‌تر برنامه Photoshop CS حدوداً ۳۶ ثانیه طول کشید تا اجرا شود که با توجه به قدیمی‌تر بودن این نسخه از برنامه که در سیستم عامل مک ایکس تحت برنامه Rosetta اجرا می‌شود چندان هم بد نبود. در مرحله بعدی یک عکس ۵/۵ مگابایتی را باز کرده و فیلتر شیشه رنگی را بر روی آن اجرا کردم. این روند بر روی دستگاه Air مدت ۵۰ ثانیه را به خود اختصاص داد. فقط برای مقایسه، همین روند را بر روی مک بوک پروی خود پیاده کردم. باز کردن برنامه Photoshop فقط ۳۳ ثانیه طول کشید که در مقایسه با Air تنها ۳ ثانیه کمتر بود اما گذاشتن همان فیلتر بر روی عکس بسیار سریعتر از Air که حدود ۳۲ ثانیه بود انجام شد.

به عبارت دیگر همه چیز به خوبی تحت Air انجام شد و فقط زمان اجرا بر روی Air  اندکی طولانی‌تر بود.

درضمن هیچ مشکلی هم در استفاده از صفحه کلید Air که در اندازه متعارف می‌آید و نظیر صفحه کلید مک بوک مشکی می‌باشد، مشاهده نشد. کلیدهای chiclet صفحه کلید Air به مراتب محکمتر از کلیدهای مک بوکی بود که سال گذشته مورد بررسی قرار دادم. هیچ تکان و حرکتی در گوشه‌های صفحه کلید اتفاق نمی‌افتد. همچنین شرکت اپل به طرز متبحرانه‌ای سیستم روشنایی پیش زمینه‌ای LED را برای کلیدها تدارک دیده که کار کردن با دستگاه را در حداقل نور امکان پذیر می‌سازد.

به نظر من کلیدهای مشکی از ظاهر حرفه‌ای Air می‌کاهند. با توجه به اینکه بدنه لپ‌تاپ آلومینیومی/آلومینیوم رنگ است، بهتر می‌بینم که کلیدهای آن نیز همرنگ بدنه تعبیه می‌‌شدند. در ضمن فاصله میان کلیدها باعث می‌شود هنگامیکه در اتاقی تاریک نشسته‌اید، روشنایی پیش زمینه‌ای LED از اطراف کلید به بیرون درز نماید. البته این مطلب چندان آزاردهنده نیست اما کاملاً محسوس است.

 

استفاده از صفحه مسیریاب Air

باید بگویم که از صفحه مسیریاب جدید که حتی از صفحه مسیریاب دستگاه مک بوک پرو من هم بزرگتر است بسیار راضیم و این یکی از ویژگیهای اساسی Air می‌باشد. این صفحه همانند صفحه تماس چندگانه دستگاه پرطرفدار iPhone شرکت اپل کار می‌کند. وقتی در محیط برنامه iPhoto کار می‌کنید، می‌توانید با کنار هم قرار دادن انگشتهایتان و یا فاصله دادن آنها از هم، اندازه تصاویر خود را تغییر دهید. در محیط Safari این حرکات بر روی صفحه مسیریاب منجر به بزرگ و کوچک نمایی اندازه قلم در صفحات وبی می‌شود. با استفاده از سه انگشت می‌توانید بین عکسها یا صفحات وب حرکت کنید و هنگامیکه از Coverflow برای گشتن بین فایل‌ها استفاده می‌کنید، این حرکات به شما اجازه می‌دهند که اندازه پنجره‌های Finder را تغییر دهید.

خیلی زود توانستم به استفاده از سه انگشت برای گشتن و ورق زدن صفحات وبی عادت کنم. با حرکت دادن انگشت بر روی صفحه به سمت چپ، به صفحه قبلی باز می‌گردید و با حرکت انگشت به سمت راست به صفحه بعدی منتقل می‌شوید. این شیوه راه بسیار ساده و آسانی برای مانور دادن بر روی صفحات است و در ضمن ویژگی است که انتظار داشتم در تولید بعدی لپ‌تاپ پیشرفته اپل ببینم (ضمناً به فکر تهیه نرم‌افزاری که به کار لپ‌تاپ‌های قدیمی بخورد نباشید زیرا دست اندرکاران شرکت اپل اعلام کردند که ویژگیهای تماس چندگانه صفحه مسیریاب نه تنها به سخت‌افزار جدید که به نرم‌افزار جدید نیز نیاز دارد).

یکی دیگر از ویژگیهای ابتکاری در Air خصوصیت Remote Disk است که امکان اتصال لپ‌تاپ به درایو نوری یک کامپیوتر دیگر را از طریق بی‌سیم فراهم می‌آورد. از آنجا که Air خود دارای درایو نوری نمی‌باشد، این امر مسئله مهمی به شمار می‌رود و مسلماً در کار خود به نقطه‌ای خواهید رسید که برای نصب یک نرم‌افزار یا حتی نصب مجدد سیستم عامل خود به یک درایو نوری احتیاج داشته باشید. کافیست نرم‌افزار را بر روی کامپیوتر دوم که از طریق آن Air می‌تواند درایو را مشاهده کند نصب نمائید. سپس نرم‌افزار را نصب نموده، فایل‌ها را کپی کنید یا با فرض اینکه درایو در داخل Air می‌باشد، تمام سیستم را مجدداً ذخیره نمائید. (این نرم‌افزار بر روی کامپیوترهای مک و ویندوز کارآیی دارد.)

با بررسی کردن این ویژگی متوجه شدم که حرکت دادن فایل‌ها بین Air و دستگاه مک بوک پرو همانطور که تبلیغ شده بود انجام شد البته با اندک زمان طولانی‌تری نسبت به زمانیکه اگر فایل‌ها را با استفاده از یک کابل FireWire و حالت دیسک مقصد اپل این کار را انجام می‌دادم.

پس از نصب نرم‌افزار برای به اشتراک گذاشتن CD/DVD بر روی دستگاه مک بوک پرو، در قسمت System Preferences و زیر عنوان Sharing امکان دیگری را پیدا کردم که مطابق آن Air می‌توانست از درایو دی‌وی‌دی استفاده کند. با قرار دادن دی‌وی‌دی درون درایو و صدور اجازه برای به اشتراک گذاشتن دیسک، نماد دیسک بر روی دسک تاپ/صفحه اصلی Air ظاهر شد، درست مثل اینکه درایو داخل Air تعبیه شده باشد.

در مرحله بعدی از خصوصیت Migration Assistant استفاده کردم که در واقع ابزاریست که اپل برای نقل و انتقال فایل‌ها بین کامپیوترهای یک کاربر در سیستم عامل مک ایکس تعبیه کرده است. اسم رمز خود را تایپ کردم و به برنامه اعلام کردم که می‌خواهم فایل‌ها را به دستگاه مک دیگری منتقل کنم؛ سپس برنامه Migration Assistant را بر روی کامپیوتر دوم اجرا کردم و به آن کامپیوتر هم اعلام کردم که می‌خواهم فایل‌ها را به دستگاه مک دیگری انتقال دهم. با تایپ مجدد اسم رمز، آماده بودم که فایل‌ها را جابه جا کنم. این کار به سهولت جفت کردن یک صفحه کلید یا موش بی‌سیم بود. بسیار شسته و رفته.

به اشتراک‌گذاری فایل از هارددرایو یک کامپیوتر دیگر به صورت بی‌سیم نیز به خوبی انجام شد. یک فایل ۱۵۵مگابایتی را از مک بوک پرو خود در Air ظرف کمتر از یک دقیقه و نیم (یا به طور دقیق ۲۸:۱) کپی کردم. بدون شک این واقعیت که هر دو لپ‌تاپ از Wi-Fi استاندارد سریعتر 802.11n استفاده می‌کنند تاثیر به سزایی در این امر دارد و شرکت اپل توصیه می‌کند که بهتر است به هنگام انتقال فایل‌ها، کامپیوترها را تا حد ممکن نزدیک به هم قرار داد تا از حداکثر میزان انتقال بهره‌مند شوید.

اگرچه این امکانات میزان نگرانیهای شما را در خصوص عدم داشتن درایو نوری Air به حداقل می‌رساند، شخصاً ترجیح می‌دهم که درایو نوری مجزای ۹۹ دلاری را به این مجموعه اضافه کنم، فقط برای اینکه اگر خارج از محیط خانه و دفتر به سی‌دی یا دی‌وی‌دی نیاز داشتید، درمانده نشوید. به این ترتیب برای دسترسی به دیسک نوری به کامپیوتر دیگری نیاز نخواهید داشت و لازم نخواهد بود که برای کار ساده‌ای چون نصب فایل‌ها از سی‌دی یا دی‌وی‌دی، از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر در تردد باشید. این درایو خارجی تنها ۱۱ اونس وزن دارد، بنابراین کیف لپ‌تاپ شما را به هیچ وجه سنگین‌تر نخواهد نمود.

علاوه بر این پیشنهاد می‌کنم که آداپتور اترنت به USB که تنها ۲۹ دلار هزینه در بر دارد را نیز تهیه کنید. اگر چه شبکه‌های بی‌سیم به شکل چشمگیری رو به افزایش هستند، اما هنوز در همه جا نیستند. آداپتور یواس‌بی که شرکت اپل به همراه مقاله انتقادی سخت‌افزاری آن فرستاده بود، ارزش مبلغی که برای آن منظور شده بود را داشت و این امکان را برای من فراهم آورد تا بدون هیچ مشکلی به شبکه محل کارم متصل شوم.

تنها نگرانی من مربوط به استفاده دراز مدت درب کوچکی می‌شود که در پهلوی سمت راست Air قرار دارد و پورت‌های لپ‌تاپ را از نظر دور می‌دارد. درهای کوچک سریع می‌شکنند. البته این یکی چندان بدون استحکام به نظر نمی‌رسد، اما هر بار که آداپتور اترنت را وصل یا قطع می‌کردم، پورت یواس‌بی آن سفت به نظر می‌رسید و هر بار فکر می‌کردم که این دفعه دیگر در کوچک را می‌شکنم.

 

نتیجه گیری

برای آن دسته از کاربرانی که مثل مدیران باید سرتاسر روز با لپ‌تاپ خود این طرف و آن طرف بروند یا افرادی که دائماً در سفرند یا دانشحویانی که باید کامپیوتر خود را مدام از این کلاس به آن کلاس ببرند، به نظر می‌رسد آخرین دستاورد شرکت اپل یک انتخاب جامع و کامل است. تمام آنچه را که شایسته یک دستگاه انتخابی است انجام می‌دهد و برای آن دسته از کاربران که نیاز به پورت‌های بیشتر برای کارهای جانبی دارند، شرکت اپل راه‌حلهایی ارائه داده که به کار می‌آیند. اما در خصوص این لپ‌تاپ، شکل و شمایل ظاهری آن بیشتر به فروشش کمک می‌کند تا قابلیتهایی که دارد.

هر چه زمان بیشتری بر روی Air صرف کردم، بیشتر به این اعقاد رسیدم که داشتن Air به مثابه داشتن یک ماشین یدک در خانه است. یک دستگاه مک بوک یا مک بوک پرو بیشتر شبیه مستخدم خانه است که با فضا و قدرتی که می‌توانید از آن انتظار داشته باشید تمام کارهای شما را انجام می‌دهد. دستگاه Air بیشتر شبیه اتومبیل کروکی دو نفره آخر هفته‌تان است که از سواری گرفتن از آن بیشتر لذت می‌برید، اما فقط در موقعیتهای خاص. ممکن است نتوانید از آن به شکل اتومبیل دیگر خود استفاده کنید، اما وقتی عزم رفتن به سفر خارج از شهر دارید، مسلماً اتومبیل کروکی همانیست که ترجیح می‌دهید با خود به سفر ببرید.

Copyright 1998-2008 PC World Iran All rights reserved.
Copyright 1977-2008 Electronics and Computer Magazine (GSRP). All rights reserved.

Copyright 2000-2008. International Data Corp. Inc.. All right Reserved.