بهبود كار

نويسنده: Meridith Levinson
CIO
مترجم: زهره چكنی

فرامينگهام- زمانی كه Berni Marcus و Arthur Blank تصميم به خريد يك تعداد انبار تا سقف پر از لوازم و ابزار خانه‌سازی گرفتند، كه هر سازنده يا صاحبخانه‌ای روزی به آنها احتياج پيدا می‌كنند، در واقع دست گذاشتند روی نقطه حساس آمريكاييها، يعنی علاقه وافر به سايز، حق انتخاب و چانه‌زنی بر سر قيمت. در سال 1978، شركت Home Depot پا به عرصه وجود گذاشت. بالاخره انسان توانست همان حسی را تجربه كند كه بچه‌ها هنگام بازی دارند.

Home Depot با كارمندان باهوش و ماهر خود، كه در امر ساخت‌و ساز خبره‌اند با آن لباس‌های قرمز آرم‌دارشان كم‌كم به يك نشان فرهنگی آمريكا تبديل می‌شود و همراه Harley Davidson كوكاكولا و فورد وارد عرضه فرهنگی می شوند.

Home Depot به نشانه‌ای از تجارت آمريكايی نيز تبديل شد تا 1986 با 60 فروشگاه و 6600 كارمند، اين شركت در فروش به رقم يك ميليارد دست يافت. از آن هنگام تا سال 2000 درآمد شركت تقريبا هر دو سال يكبار دو برابر شد. موفقيت شركت با حاشيه‌نشيتی طبقه متوسط آمريكا، رشد حيرت‌آور جمعيت و رونق معاملات املاك در سال‌های دهه 1980 همزمان بود.

Home Depot ايده‌ای خارق‌العاده در زمانی بسيار مناسب بود و توانست در سال 1980 شركت Lowe's سی وهفت ساله را كه فروشنده شماره يك لوازم و مصالح خانه‌سازی بود را پشت سر گذارد. امروز، اين شركت دومين فروشنده لوازم خانه سازی بزرگ آمريكا است كه تنها wal-mart را پيش روی خود دارد و در تمام دنيا اولين و بزرگترين فروشگاه‌های لوازم خانه‌سازی زنجيره‌ای است، كه درامدی معادل 64.8 ميليارد دلار دارد، در واقع 11 درصد سهم بازار لوازم خانه‌سازی تعريف نشده آمريكا را شامل می‌شود. اين شركت يك روز درميان يك فروشگاه جديد افتتاح می‌كند.

آنچه در رونق و رشد چشمگير Home Depot تاثير زياد داشت، به غير از همزمانی با رونق اقتصادی  تاريخی آمريكا مدل تجارت غيرمتمركز نيز بود كه در آن فروشگاه‌ها منطقه‌ای می‌شوند و اين مديران قسمتهای مختلف هستند كه در مورد كيفيت و كميت كالاها در قفسه‌ها مسئول هستند. آقايان ماركوس و بانك معتقد بودند كه افرادی مسئول اين گونه انتخابها باشند كه از همه كس به مشتريان نزديكترند نه اينكه روسای بخشهای مختلف كه كاره‌ای نيستند.

IT نيز در اين زمينه نقش بسيار چشمگيری به عهده داشته است. Home Depot به سيستم‌های خانگی بسيار وابسته بود با ساخت برنامه‌های خود، شركت نرم‌افزار در حال تغيير off-the-shelf را آزرده نكردند و برای نصبهای بی‌انتها برای كل شركت وقت و پول خود را صرف نكرده است. وجود يك بانك اطلاعاتی استاندارد و يك ساختار برنامه كه از اجزا نرم‌افزار استفاده مجدد می‌كرد به كاركنان IT امكان می‌داد تا برنامه‌هايی بسازند نظير سيستم‌ سفارش متحرك يا Mobile Ordering System (كه يك گاری مجهز به كامپيوتر و چاپگر كه كارمندان می‌توانستند در تمام فروشگاه آن را به حركت درآورند و محصولات و تغييرات قيمتها را مدام ضبط كنند و سفارشات را انجام دهند)، Lickety split اما با ركورد هزاره كه همه كشور را فرا گرفت، روزهای درخشان Home Depot نيز به پايان رسيد. ناگهان استراتژی‌های سال‌های دهه 1980 و 1990 ناگهان، ناكارآمد شدند و به نظر می رسيد كه با داشتن بيش از 1000 فروشگاه در ايالات متحده، كانادا، پورتوريكو و آمريكای جنوبی ديگر نمی‌شد بر تصميم‌گيری محلی اتكا كرد. زيرا اين رويكرد موجب اغتشاش در آرايش فروشگاهی، و سردر گمی مشتری‌هايی شده بود كه توقع داشتند در فروشگاه‌های مختلف Home Depot محصولات يكسانی ببينند، برای شركت حمايت از اين سيستم‌ها كه Home Depot به آن می‌باليد، بسيار گران بود، زيرا برای تغيير آن نيروی فوق‌العاده‌ای نياز بود. حتی ساختار انبارداری كه بسيار شبيه ساير سيستم‌های H.D بود بسيار فرسوده و آسيب‌پذير بود. در زمانی كه شركت‌های Target و wal-Mart و كلوپ‌های انبارداری (Warehouse Clubs) به تعداد فروشگاه‌های خود اقدام كردند، Home Depot به يك فروشگاه بزرگ تبديل می‌شد كه در آن روزها در آمريكا روز به روز بيشتر می‌شدند، همچنان از بين رفته بود.

وقتيكه در دسامبر 2000، Robert Nardelli پست مدير ارشد اجرايی شركت را به عهده گرفت، دست به ايجاد تغييرات بزرگی در اين فروشگاه زد. به ويژه در حوزه تمركز خريد، طراحی فروشگاه‌ها و بازاريابی. در جريان اين تغييرات مهم شركت Home Depot درگير رقابتی فشرده بود با رقبای سرسخت خود از جمله Lowe's كه روز به روز هم رشد می‌كردند.

شركت در حال پيشرفت بود (زيرا نرخ‌های بهره در تاريخ به پايين‌ترين رقم رسيده بود) ناگهان با حمله 11 سپتامبر كه مردم بسيار آسيب ديده بودند و بيشتر در منزل می‌ماندند، شركت حقيقتا با مخمصه‌ای جدی رو به رو شد. از سه ماهه دوم سال مالی 2001 تا سه ماهه سوم سال مالی 2003، يعنی 30 ماه متوالی درآمد خالص و فروش فروشگاه‌ها ارقام بسيار پايينی را نشان می‌دادند. سهام Home Depot از 67 دلار برای هر سهم در 1999 به 20 دلار در ژانويه 2003 رسيد و شاخص رضايت مشتری در آمريكا (American Customer Satisfaction Index) در سال‌های 2002 و 2003 برای شركت Lowe's رقمی بالاتر از Home Depot را نشان می‌داد.

می بايست كاری می‌شد.

اما چه كاری؟

پاسخ Home Depot، تاسيسات زيربنايی ‌بود، تاسيسات و تاسيسات بيشتر.

 

 

ادامه مقاله

1 بهبود كار
2

صرف يك ميليارد دلار در ساختار تاسيسات IT

3 حل مشكل در زمان ثبت
4 پروژه‌ای برای سرعت بخشيدن به پاسخگويی به مشتريان
5 E-Learning
6 استراتژی جديد تكنولوژی اطلاعاتی جهت رقابت
7 تكنولوژی بالا، در مقابل تماس و ارتباط بالا
8 تعادل واقعی
 

كل مقاله بصورت يكجا

Copyright 2004 IDG News Service.All right reserved.
Copyright 2004, PC World Iran, All rights reserved.