لینوکس برای راحتی

ترجمه: مرجا ن صدیقی انارکی

در كنوانسيونO'Reilly Open Source Convention (OSCon) ، اگرچه اغلب سخنرانیهای اصلی بسیار عالی بودند، اما هیچکدام چشمگیر نبود. یک نشست پرسروصدا به نام "Commercial OSS Business"  بود. پانل با گروهی ازجمله Matt Asay مدیرعامل Novell's Linux Business Office و پایه گذار Open Source Business Conference، Brian Behlendorf پایه گذارthe Apache Foundation and CollabNet، Bob Lisbonne یک VC با Matrix Partners، Jason Matusow مدیرعامل Microsoft's Shared Source Initiative و Zack Urlocker  به عنوان Marketing VP از MySQL تشکیل شد. هماهنگ کننده خود Tim O'Reilly بود.

همه آنها حرف‌های زيادی برای گفتن داشتند که هرکدامشان مهم بود و نکته‌ای به شمار می‌آمد. اما با وجود این هیچکدام از panelistها بهترینcontributor  این نشست نبودند.

Phil Moore مدیر اجرایی گروه مهندسی یونیکس در Morgan Stanley بيانات خود را چنين شروع کرد: "من برای 38امین شرکت بزرگ دنیا، Morgan Stanley کار می‌کنم. ما بودجه میلیارد دلاری IT داریم. و از هر چیزی کمی استفاده می‌کنیم. متاسفانه، با عرض معذرت، یک عالمه از هر چیزی. روندی را که من طی 10 سال گذشته دیده‌ام.... یک رشد تصاعدی در گسترش و فراگیری نرم‌افزار open-source در زیرساخت  ماست... آنچه که من می‌بینم، در زیرساخت، در زیرساخت مرکزی open source پیشی می‌گیرد، حرکت روبه جلویی دارد و فراگیر می‌شود... من پیش بینی می‌کنم، دقیقا الان، که تا سال 2006 یا 2007 ما 90% یک مغازه لینوکس خواهیم شد. "

او چند دقیقه در جلوی صحنه خطاب به حضار و پانل صحبت کرد. وقتی صحبتش خاتمه یافت، همه دست زدند.

سخنرانی Phil به سه دلیل تاثیر گذار و مهم بود. اول اینکه او یک مشتری بود بیشتر از اینکه یک فروشنده باشد. طبق اصول، فروشندگان در بخش پانل بودند. نکته جالب این بود که panelistها هیچ چیز نتوانستند بگویند چون تمام حرفها از نقطه نظر یک مشتری بود. دوما، Phil با روشن کردن این موضوع که نقش اصلی در شروع تغییر پذیری مشتریان هستند نه فروشندگان و این کار را مشتریا ن آغاز کرده‌اند، نقش بازار را کاملا واضح نشان داد. سوما، این کار نشان از موفقیت‌های بی‌شمار  "Fear, Uncertainty and Doubt" (FUD)   بود که آن قدر موفق است که بتواند در مقابل همه ایستاده و درباره‌اش صحبت کند.

Phil به نکته‌ای در صحبتهایش اشاره کرد: "ماهنوز بیشتر یک مغازه سولاريس هستیم، اما به سرعت به سمت لینوکس حرکت می‌کنیم، اگرچه من قصد ندارم در این باره صحبتی کنم، چون می‌ترسم توسطSCO  بازخواست شوم." بعد او به سمت Matt Asay  چرخید و گفت: "علت اینکه من نتوانستم به کنفرانس شما، OSBC، بیایم این است که به من اجازه داده نشد." این سوالی را که ذهن من را مشغول کرده بود جواب داد، چون انتظار می‌رفت که Phil در پانل DIY-IT در OSBC باشد ولی نبود، حالا فهمیدم چرا. حذف او تعداد panelistهای AWOL را به دو نفر کاهش داد، درحالیکه انتظار می‌رفت 4 نفر باشند. Panelist دیگر در کنفرانس حضور یافت ولی در آخرین لحظه توسط یکی از کارمندانش اعلام کرد که نمی‌تواند سخنرانی کند و در بین شنوندگان نشست. قابل توجه است که دو فرد غایب از بزرگترین شرکتها بودند. به اعتبار او و کارمندش، Roml Lefkowitz از AT&T Wireless یک پانل تشکیل داد و یک سخنرانی هم خودش در همان روز در کنفرانس ارائه کرد.

اماPhil  درOSCon ، صحبت کرد و پیامی که او داد چیزی بود که من بصورت خصوصی از بسیاری از متخصصین IT شنیده بودم: لینوکس به سرعت پیش‌فرض زیرساخت می‌شود و open source کد انتخابی برای زیرساخت خواهد شد. نه اینکه آنها قصد دارند ماکروسافت را متوقف کنند. اما، برنامه‌های کاربردی و سیستمهای عامل دسک‌تاپ‌های اولیه مايکروسافت کم کم دارند قرنطینه می‌شوند. Phil این را به وضوح بیان کرد وقتی که رو به Jason Matusow از مايکروسافت کرد و گفت: "شما می‌توانید دسک تاپ داشته باشید. دردآور است. من آن را نمی‌خواهم. من فقط جایی را می‌خواهم که بتوانم پول بسازم ."

بعد  اضافه کرد: "من روی حرفه‌ام شرط می‌بندم که طی 10سال آینده  مايکروسافت از دسک‌تاپ‌ها بیرون می‌رود. نه فقط در این کشور". دوباره به سمت Jason چرخید و گفت: "شما قصد دارید آن را نگهدارید اینجا، چون آمریکا شماها را دوست دارد (طرفدار مايکروسافت است). شما حداقل تا 10 سال دوام می‌آورید." به سمت حضار چرخید و ادامه داد: "ببینید در بیرون از کشور چه اتفاقی افتاده است. مهم نیست با چه توزیعی. چون لینوکس برای مردم کشورهای دیگر اقتصادی است. اجازه می‌دهد تا روی نرم‌افزارهای محلی سرمایه‌گذاری کنند بدون اینکه پولشان را توی جیب این آقایون (مشخصا مايکروسافت) یا برخی شرکتهای خارجی دیگر بریزند. این می‌تواند دلیل اصلی برای فراگیر شدن open source در دنیا باشد. "

او برای فروشندگان دیگری که در زمینه IT فعالیت می‌کنند گفت: "من فکر می‌کنم که شما می‌بینید که شرکتها دارند کوچک می‌شوند و فقط به یک یا دو محصول تخصصی خاص که مشتریان بخصوصی دارد محدود می‌شوند، به این صورت، نگه داشتن شرکت در ابعاد گسترده، کار ساده‌ای نیست." اما Phil Moore با توجه به شغل فعلی‌اش به عنوان معمار IT، با وجود ظهور لینوکس و دیگر برنامه‌های open-source هنوز از دسک‌تاپ‌های مايکروسافت پشتیبانی می‌کند  و حدس می‌زند که در آینده هم این رابطه برقرار خواهد بود.

مادامیکه Phil و دیگران صحبت می‌کردند، من متوجه شدم که open source و صنعت نرم‌افزارهای متناسب فقط در حاشیه و در مرحله گذر کاملا رقابت آمیزهستند. اما وقتی لینوکس و محصولات open source به عنوان پشتیبان زیرساخت مطرح می‌شوند، سیستمهای عامل مايکروسافت و برنامه‌های کاربردی مبتنی بر مايکروسافت با همه چیزهای جانبی‌اشان  به شدت حمایت می‌شوند.

در مکالمات بعدی خارج از سالن OSCon و در جلسات بعدی در OSCon و LinuxWorld Expo که در هفته بعد دنبال شد، من شروع به دیدن موضوع،  با استفاده از مدل بازار صنعتی سنتی (traditional industrial market ) کردم. این مدل در سال 1995 توسط John Perry Barlow در مقاله‌ای با نام "Death From Above"  که درباره  توزیع پهنای باند بصورت غیر متقارن بحث می‌کند، به خوبی توصیف شد که بعدها شرکتهای تلفن و کابل شروع به ساختنش کردند. آن اینطور شروع می‌شود:

طی 30 سال گذشته، American CEO Corps تعداد زیادی افرادی را استخدام کرد که خلبان بمباران‌های هوایی جنگ جهانی دوم بودند. حدس زدن دلیل این کار مشکل نیست، انداختن بمب از بالا روی سر مردم نیاز به دید خاصی دارد که این می‌تواند در توسعه دید جهانی سازگار با مدیریت شرکتهای کلیدی بزرگ بسیار موثر باشد.

این یک تجربه خاص بود که مناسب پخش‌های سراسری رسانه (broadcast media) نیز است. بمباران هوایی به وضوح یک روش one-to-many، یک طرفه (half-duplex) است که بمباران کننده باید موقعیت و جهت را روی بازار در نظر گرفته تا بتواند بمب را دقیقا به هدف بزند، که در یک شرکت هدف، "بازار" و اقتصاد بسیار خوب، در ابعاد گسترده می‌باشد.

این مدل صنعتی چند حالت ایده‌ال دارد. واضح‌ترین حالت فروش محصولات خاص و واحد به  بزرگترین گروهی که امکان دارد است. چیزی که کمتر واضح است، اما نه کم اهمیت‌تر از حالت قبلی، خلق و اختیار کردن رده‌هایی در بازار بصورت دلالان واسط می‌باشد که سعی می‌کنند تا جایی که امکان دارد وابستگانی را از  توزیع کننده و OEMs در یک شهر گرفته تا مشتریان، وابسته به چارچوب کارخانه سازنده بسازند.

حرکتهای Open Source و Free Software نشات گرفته از ایده‌هایی است که تقریبا همگون با مدل few-to-many است. برای توضیح این مدل‌ها، و همچنین درک ساختار اینترنت، بهتر است با تعریف محصولات Open Source شروع کنیم: هیچ کس مالک آنها نیست، هر کسی می‌تواند از آنها استفاده کند و هرکسی می‌تواند آنها را ارتقا بخشد. آدم وسوسه می‌شود این را یک مدل نظیر به نظیر (Peer to Peer ) بنامد، اما آن یک عبارت مناسب  برای توصیف این نیست. ممکن است در انتقال پکت‌ها، Hacking مطرح شود، ولی از طرف دیگر  فعالیتهای مشارکت آمیز هم مطرح است.

هرچیزی را در کنار هم گذاشتن ، کم کم نتیجه‌اش چیزی می‌شود که دلیل خاصی ندارد و لی نتیجه بدی نیست. به سادگی می‌توان دید که این مشکل‌ساز می‌شود، نه تنها برای نرم‌افزارسازهای بزرگ مثل مايکروسافت بلکه برای بخشهای کوچکتر مثل صنایع سرگرمی و وسایل الکترونیکی. حفاظت few-to-many از any with any یک اصل  برای تمام صنعتهای سرگرم کننده شده است. The Digital Millennium Copyright Act در سال 1998 مجلس را متقاعد ساخت که دستیافتها ی نگران کننده‌ای وجود دارد.

مشتریان بزرگ مثل Morgan Stanley به ما نشان می‌دهند که زمانیکه فقط به ناسازگاری‌های  بین open-source و نرم‌افزارهای مهم موجود در بازار می‌اندیشیم، به  بازارفکری نمی‌کنیم. آنها این مسئله را  وقتی any with any را در موقعیت پشتیبانی، در زیر few to many قرار می‌دهند، به وضوح نشان می‌دهند. با توجه به رابطه طبیعت ناشناخته، any with any می‌تواند از peer to peer، many to many، business to business و یا هر زوج دیگری از این خانواده پشتیبانی کند.

اگر لینوکس زیرساخت است، زیرساخت مناسب کجاست؟ این سوال مطرح است، چون آن در مفهوم few to many کار می کند که تلاشش  کنترل زیرساختی است که از هر ارتباط any with any جلوگیری می‌کند.

این بهترین توصیف در دیاگرام" لایه‌های زمانی" Long Now Foundation است که ما اولین بار در سال 2002 آن را دیدیم.

 

شکل1—دیاگرام "لایه‌های زمانی"  Long Now Foundation

 

این یک مدل ابتدایی وابستگی است، و به خوبی اختلافها را در رده‌های مختلف نشان می‌دهد. هر سطح بالاتر به سطح زیر خودش وابسته است. نشان می‌دهد که چطور سیستم few-to-many که در سطح Commerce عمل می‌کند، به زیرساخت وابسته است. همچنین دلیلی است براین که چرا commercial (تجارت) اغلب فعالیت می‌کند تا زیرساخت را در یک لایه پایین‌تر، یعنی لایه Governance کنترل کند و در این امر بسیار موفق بوده است. در واقع، سیستمهای ضابطه‌دار در سراسر دنیا قرنهاست که مورد توجه تجاری بوده‌اند.

به هرحال زیرساخت Open-source، در سطح fashion ساخته شد که سرعتش در صنعتی شدن بیشتر از سطوح دیگر است. دادن طبیعت انعطاف پذیرو بدون شکل ثابت، رقابتی را ایجاد می‌کند. به علاوه، مزایای بیشماری را به همراه دارد.  امروزه، اگر شرکتها از زیرساخت any-with-any استفاده نکنند، ریسک است.

تنها مورد غیر موفق گزارش شده از any-with-any، DMCA بود که یک بند بزرگ بد قانونی است که باید اصلاح شود. البته، از این مسائل ناخوشآیند، در قوانین copyright و patent هم بوده وهنوز هم هست. بدون این مشکل، فعالیتهای SCO's FUD نمی‌توانست موفق باشد و این موفقیت بسیار بیشتر از واقعیت امر است.  دست‌اندارکاران IT از موفقیت لینوکس سخنی به میان نمی‌آورند، استثناهای کمی چون Phil Moore وجود دارد که از این موفقیت چیزی بگوید.

من در مورد SCO چیزی نمی‌نویسم به خصوص از زمانیکه IBM را به پای میز محاکمه کشید. اولا، معتقدم که SCO مورد خاصی نیست. دوما، چاپ شدن این مقالات زمان زيادی طول می‌کشد، نوشتن چیزی دراین مورد شاید بی‌معنی است. اما صحبت راجع به لینوکس و open source در شرکتهای بزرگ کاملا عادی شده است. از زمانیکه SCO مشتریان بزرگ چون Daimler-Chrysler را به پای میز محاکمه کشاند، شرکتهای بزرگ کارمندان IT و هر کسی را به باد استيضاح گرفتند. این باعث شد خبرها در این رابطه زیاد درز پیدا نکند، حتی در کنفرانسها یا انتشارات خاص فروشندگان زیاد صحبتی از اینها به میان نمی‌آید.

بنابراین، گرچه هرکسی سعی می‌کند دست به عصا در بازار لینوکس قدم بردارد، موضوع واقعی این است که چطور لینوکس می‌تواند در بازار مطرح شود و در زیرساخت بنشیند.

Copyright 1998-2008 PC World Iran All rights reserved.
Copyright 1977-2008 Electronics and Computer Magazine (GSRP). All rights reserved.

Copyright 2000-2008. International Data Corp. Inc.. All right Reserved.