مقالات

آسیب‌شناسی فناوری اطلاعات در دستگاه‌های دولتی کشور -قسمت اول ==========

--


نویسنده: هادی خانی
منبع: -

مقدمه:

اصلاحات به طور عام و اصلاحات عصر اطلاعات به طور خاص، در تمامی دستگاه‌های دولتی رو به افزایش است و بسیاری از دستگاه‌ها در حال حاضر، برنامه‌های بلندپروازانه‌ای را برای اصلاحات عصر اطلاعات آغاز نموده‌اند.

ایران به عنوان یک کشور در حال توسعه، به منظور پیشبرد فناوری اطلاعات و اهداف دولت الکترونیک، با چالش‌های زیادی روبرو می‌باشد و لازم است قبل از هر چیز، هدف توسعه و بهبود عملکردها و همچنین فرآیندها و سطح توانایی دستگاه‌های دولتی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد.

مشاهدات و بررسی‌های به عمل آمده در برخی از دستگاه‌های دولتی، حاکی از آن است که در حال حاضر چهار رویکرد متفاوت نسبت به اصلاحات عصر فناوری اطلاعات در سازمان‌های دولتی وجود دارد که البته در برخی موارد این رویکردها به نحوی سیر منظم چهار مرحله‌ای بلوغ اصلاحات فناوری اطلاعات را در بدنه دستگاه موجب گردیده و در بسیاری موارد به عنوان رویکردهای مستقل تعریف و نهادینه شده‌اند.

 

معرفی رویکرد:

رویکرد اول (نادیده گرفتن فناوری اطلاعات):

 در برخی از دستگاه‌های دولتی کشور، به دلیل عدم اطلاع مدیران از فوائد فناوری اطلاعات و سیستم‌های اطلاعاتی، برنامه‌ریزی و بودجه‌ریزی‌های عملیاتی گرایشی چندانی به سمت اصلاحات فناوری اطلاعات نداشته و با بهانه‌های مختلف انجام این مهم به تعویق می‌افتد.

 مدیران فناوری اطلاعات که تصادفا در چنین دستگاه‌هایی منصوب می‌شوند، دوران سیاهی را تجربه می‌کنند.

 

رویکرد دوم (جداسازی):

مدیران دستگاه هنوز سواد فناوری اطلاعات را نداشته و فاقد آگاهی لازم از نقش و تاثیر اطلاعات مفید (به اندازه، به موقع، به روز و با ارزش) هستند.

 با این وجود، به این بلوغ فکری رسیده‌اند که فناوری اطلاعات در جهت مدیریت بهتر منابع سازمانی، دارای پتانسیل‌های بالایی است. لذا  اینگونه دستگاه‌ها، سرمایه‌گذاری در فناوری اطلاعات را در برنامه اصلاحات قرار داده و مسئول اجرای اصلاحات مرتبط را، متخصصین فناوری اطلاعات تعیین می‌کنند.

تفکر غالب در اینگونه دستگاه‌ها، بهبود کارآیی در اثر خودکارسازی است و در سایر دستور کارهای اصلاحات دستگاه (به غیر اصلاحات اطلاعاتی)، فناوری اطلاعات به عنوان یک ایده بی‌طرف مطرح شده و هیچ پیوند سیستماتیکی با فرآیند اصلاحات دستگاه ندارد.

 البته در مقایسه با رویکرد اول، این رویکرد به عنوان اولین گام در مسیر اصلاحات فناوری اطلاعات خواهد بود.

 

رویکرد سوم (تقلید):

مدیران دستگاه‌های دولتی، نیمه با سواد شده‌اند و علاوه بر استفاده از کامپیوتر، آگاهی مناسبی از پتانسیل‌های فناوری اطلاعات پیدا کرده‌اند.

 مدیران اینگونه دستگاه‌ها به این اعتقاد رسیده‌اند که فناوری اطلاعات می‌تواند کسب و کار دستگاه را متحول ساخته و به صورت مبهمی قانع شده‌اند که اطلاعات و یا دانش ناشی از اطلاعات، می‌تواند بسیار تاثیرگذار و مهم باشد.

دستگاه‌های دولتی طرفدار این رویکرد، مملو از پروژه‌های اصلاحات فناوری اطلاعات شده و بدون توجه به توان و سطح پذیرش دستگاه و منابع موجود در آن، هزینه‌های هنگفتی در جهت عملیاتی نمودن پروژه‌های فناوری اطلاعات می‌نمایند، به طوری که می‌توان این رویکرد را حرکتی افراطی در مقابل تفریط رویکردهای اول و دوم دانست.

 

رویکرد چهارم (ادغام یا یکپارچه‌سازی):

در این نگرش و در مقابل افراط و تفریط‌های رویکردهای مذکور، دستگاه‌های دولتی به حالت تعادل رسیده و مدیران دستگاه با سواد اطلاعاتی شده‌اند (توانایی تشخیص نیاز را به طور نسبی پیدا کرده‌اند).

در این نوع دستگاه‌ها، اطلاعات جزء منابع کلیدی سازمانی است که محور تمام کارکردهای دستگاه می‌باشد. فناوری اطلاعات در اینگونه دستگاه‌ها تنزل مقام یافته و نقش ثانویه پیدا می‌کند؛ به عبارت دیگر، فناوری اطلاعات به عنوان متدولوژی ارزشمند برای نیل به اهداف تعیین شده اصلاحات مطرح می‌گردد، نه اینکه خودش هدف باشد.

در هر یک از رویکردهای مورد اشاره در دستگاه‌های دولتی کشور، چالش‌هایی در جهت پیاده‌سازی استانداردهای فناوری اطلاعات وجود دارد که این چالش‌ها ناشی از محورهای پنج‌گانه زیر است:

1-  زیرساخت‌های مورد نیاز در تحقق اهداف الکترونیکی سازمان (قوانین و مقررات، پتانسیل انسانی، فرهنگ و شرایط اجتماعی، زیرساخت‌های ارتباطی و اطلاعاتی)

2- چند رشته‌ای بودن استانداردهای فناوری اطلاعات (تحت‌تاثیر قرار گرفتن ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و تکنولوژی ناشی از انقلاب فناوری اطلاعات)

3- مهندسی سطح بالا و مهندسی سطح پایین در تفکر سیستمی فناوری اطلاعات (تعریف اهداف، بخش‌ها و سیستم‌های اصلی "مهندسی سطح بالا" و نحوه ارتباط آنها با زیرسیستم‌ها، زیربخش‌ها و چگونگی تحقق اهداف جزء "مهندسی سطح پایین")

4- هماهنگی و یکپارچه‌سازی اجزاء مختلف (اتصال و هماهنگ نمودن سیستم‌های مختلف با هدف کاهش هزینه‌های سازمانی و تسهیل و تسریع مسیرهای ارائه خدمات به متقاضیان در بسترهای استاندارد ارتباطی، نظیر پورتال)

5-  عوامل سازمانی، عوامل دولتی و عوامل اجتماعی تاثیرگذار در موفقیت پروژه‌های فناوری اطلاعات متشکل از:

 

عوامل سازمانی:

-         مدیریت تغییرات

-         مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار

-         تعامل‌پذیری در سطوح مختلف

-         ارتباطات خوب و مناسب

-         همکاری متقابل بین سازمانی

-         آموزش

-         سیاست‌گذاری‌های فناوری اطلاعات

عوامل دولتی:

-         استراتژی مناسب

-         آینده‌نگری

-         شهروند مداری

-         ارزیابی هزینه و منافع

-         تامین بودجه

-         اعتمادسازی و مشروعیت

-         حامیان اجرا

-          ارزیابی عملیات و رهبری

-         حمایت مدیریت ارشد

عوامل اجتماعی:

-         توانایی کاربران (یا متقاضیان دریافت خدمات)

-         ارتباط و همکاری متقابل با کاربران (یا متقاضیان دریافت خدمات)

-         ارائه و تحویل خدمات متنوع به کاربران (یا متقاضیان دریافت خدمات)

-         مقبولیت فناوری مورد استفاده در بین کاربران (یا متقاضیان دریافت خدمات)

-         رضایت‌مندی کاربران (یا متقاضیان دریافت خدمات) و حفظ سطح مناسب از آن

-         ارائه طرح‌های تجاری جهت افزایش انگیزه سرمایه‌گذاران غیرسازمانی

 

 

 

 

1- عدم اهتمام لازم در پیمودن منظم و به ترتیب گام‌های توسعه سازمان به سمت سازمان الکترونیکی

 

محورهای اصلی توسعه

سازمان الکترونیکی مانند سازمان سنتی از افراد، فرآیندها و خدمات تشکیل شده است. به منظور تحقق سازمان الکترونیک (هوشمند)، گام‌های چهارگانه زیر باید طی شود:

 

گلوگاه های توسعه

اطلاع رسانیالکترونیکی

فرهنگ الکترونیکی

کسب وکار الکترونیکی

سازمان  الکترونیکی

کاربران

داده و محتوا

سرویسها

فناوری

گام اول

گام دوم

گام سوم

گام چهارم

 

 گام اول:

در این گام، توسعه فراگیر سازمان الکترونیک در قالب برنامه توسعه تدوین و زیرساخت‌های دسترسی به اطلاعات و کسب خدمات و همچنین استانداردهای مخابراتی لازم و سیاست‌های اجرایی برای توسعه آنها تبیین می‌گردد و نتیجه در قالب پروژه‌های عملیاتی به بخش‌های مختلف ابلاغ می‌شود.

همچنین اطلاع‌رسانی و شفاف‌سازی اهداف و مراحل توسعه در چارچوب برنامه تدوین شده تا حد امکان انجام و نقاط ضعف و قدرت، بایدها و نبایدها براساس تفکر تجزیه و تحلیل سیستمی، شناسایی و ثبت می‌گردد.

گام دوم:

در این گام، مدل‌های مدیریت اطلاعات سازمان مشخص شده و کارکنان و متقاضیان دریافت خدمات سازمان، فرهنگ لازم جهت استفاده از اطلاعات و سطوح امنیتی دسترسی به اطلاعات را در چارچوب دستورالعمل‌ها و آموزش‌های کاربری کسب می‌نمایند. 

گام سوم:

در این گام، دموکراسی الکترونیکی اتفاق می‌افتد. بدین معنی که در چارچوب فعالیت‌های مشارکتی، فرآیندهای سازمان مورد بازبینی و مهندسی مجدد قرار گرفته و با توجه به بلوغ اطلاعاتی و فکری سازمان (ناشی از تجربیات دو گام قبل)، چابک‌سازی و کوچک‌سازی فرآیندهای فعلی در دستور کار قرار می‌گیرد.

 البته این گام ممکن است تا زمان اقناع نسبی سازمان نسبت به بهبود فرآیندهای موجود، مدت زمان بیشتری را به خود اختصاص دهد، لیکن  نتیجه اجرای این گام، الکترونیکی شدن فعالیت‌های درون سازمانی است.

 

 

 

گام چهارم:

در این گام و بر اساس تحقق نسبی زیرساخت‌های مورد نیاز در گام‌های سه‌گانه قبل، فرآیند تبدیل سازمان سنتی به سازمان الکترونیک آغاز و ارائه الکترونیکی خدمات به لایه‌های مختلف درون و برون سازمانی در دستور کار قرار می‌گیرد. این مراحل از ایجاد وب‌سایت‌ها برای نهاد مربوطه و ارائه اطلاعات به صورت الکترونیکی شروع و به انجام الکترونیکی کلیه فعالیت‌های مرتبط، آن هم در چارچوب برنامه منظم و فازبندی شده ختم می‌شود.

 مراحل پنجگانه تحقق سازمان الکترونیک در گام چهارم به شرح زیر است:

 

20%

40%

60%

80%

100%

اطلاعات

ارتباط یک طرفه

ارتباط دو طرفه

تعاملی

تعاملی

مراحل خدمات عمومی الکترونیک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مرحله اول: اطلاعات  

ارزیابی: شناسایی میزان اطلاعات مورد نیاز متقاضیان دریافت خدمات سازمان

مرحله دوم: ارتباط یک طرفه

در این مرحله اطلاعات و فرم‌های مورد نیاز متقاضیان (مشتریان) به صورت فایل‌های قابل دانلود در وب‌سایت سازمان قرار می‌گیرد.

مرحله سوم: ارتباط دو طرفه

در این مرحله ارتباط متقاضیان دریافت خدمات با سازمان در قالب فرم‌های محاوره‌ای به صورت آن‌لاین برقرار می‌گردد.

مرحله چهارم: تعاملی

در این مرحله تمامی ارتباطات، الکترونیکی می‌شوند.

مرحله پنجم: کاملا اتوماتیک

در این مرحله، سازمان با افزایش کیفیت ارائه سرویس‌های الکترونیکی و گسترش سرویس‌های مورد نیاز مردم، اقدام به نوآوری و توسعه کیفی و کمی ابزارهای ارتباطی و سیستم‌های دیجیتالی ارائه خدمات می‌نماید و در عمل، فاز استمرار بهبود و توسعه سیستمی شکل می‌گیرد.

2- آنالیز نامناسب از عوامل سازمانی، عوامل دولتی و عوامل اجتماعی تاثیرگذار در موفقیت پروژه‌های فناوری اطلاعات 

همان طور که در مقدمه اشاره شد، یکی از محورهای چالش در حوزه فناوری اطلاعات، جهان‌بینی نامناسب سازمانی نسبت به عوامل مذکور است.

به عنوان نمونه، برخی ابعاد مرتبط با عوامل سه‌گانه مورد اشاره به شرح زیر قابل بررسی است:

2-1- بعد فنی:

-         میزان تناسب زیرساخت‌های موجود با اهداف فناوری اطلاعات سازمان

-         میزان پوشش شبکه‌های ارتباطی به ویژه شبکه بی‌سیم در سطح پراکندگی جغرافیایی سازمان

-         هزینه‌های استفاده از خدمات بی‌سیم

-         هزینه نفوذ استفاده از وسایل بی‌سیم در سطح پراکندگی جغرافیایی سازمان

-         سطح امنیت شبکه بی‌سیم

-         ....

2-2- بعد ساختار حکومتی:

-         میزان پشتیبانی قوانین موجود از برنامه‌ها و اهداف فناوری اطلاعات

-         میزان ثبات سیستم اقتصادی سازمان در پیشبرد و استمرار توسعه فعالیت‌های مرتبط با فناوری اطلاعات

2-3- بعد سازماندهی درون سازمانی:

-         میزان یکپارچکی در فرآیندهای مرتبط با خدمات دولتی

-         میزان بلوغ دولت الکترونیک در سازمان

-         میزان دانش موجود از تجربیات سازمان‌ها و حتی کشورهای موفق در حوزه فناوری اطلاعات

-         میزان تطابق و نزدیکی فرآیندهای کنونی با فرآیندهای ارائه خدمات الکترونیکی

2-4- بعد کارکنان سازمان:

-         میزان نیروی انسانی متخصص

-         نحوه عکس‌العمل مدیران عالی دستگاه در برابر تغییر

-         میزان استقبال کارکنان دستگاه از ارائه خدمات الکترونیک

-         میزان آموزش‌های ارائه شده در زمینه دولت الکترونیک

2-5- بعد سرمایه‌گذاری:

-         میزان اختصاص بودجه در جهت پیاده‌سازی استانداردهای فناوری اطلاعات

-         میزان اختصاص بودجه برای بهبود زیرساخت‌های فنی و فرهنگی

2-6- بعد جامعه:

-         درصد جمعیت با سواد در سطح پراکندگی جغرافیایی سازمان

-         میزان مطلوبیت ترکیب سنی جمعیت برای پیاده‌سازی سازمان الکترونیک

-         میزان مطلوبیت فرهنگ جامعه در استفاده از خدمات الکترونیک سازمان

-         میزان آمادگی جامعه برای دریافت خدمات الکترونیک

2-7- بعد چگونگی توانایی ارائه خدمات:

-         میزان توانایی نوآوری در ارائه خدمات الکترونیک

-         میزان توانایی در ارائه خدمات الکترونیک با کیفیت

-         میزان توانایی در ارائه خدمات متنوع

-         میزان توانایی در ارائه خدمات به صورت کاربرپسند

2-8- بعد توانایی اطلاع‌رسانی:

-         میزان توانایی اطلاع‌رسانی در خصوص مزایای استفاده از خدمات الکترونیک

-         میزان اطلاع‌رسانی در خصوص چگونگی استفاده از خدمات الکترونیک

3- تصویرسازی از فناوری اطلاعات و تبلیغات افراطی و در نتیجه تعریف شدن تکنولوژی اطلاعات به عنوان یک هدف تا وسیله‌ای برای بهبود خدمات در دستگاه‌های دولتی کشور:

افراط در اقدامات تبلیغاتی در حوزه فناوری اطلاعاتی و بزرگ‌نمایی بیش از حد وضع مطلوب در تحقق پروژه‌های مرتبط، موجب گردیده است که دستگاه‌های دولتی بدون توجه به ماهیت سیستمی بودن و سیستمی شدن محصولات فناوری اطلاعات، داستان‌سرایی‌های فراوانی از موفقیت‌آمیز بودن فعالیت‌های خود داشته و فراموش نمایند که سیستم امروز به دلیل تطابق با نیازهای روز به راحتی در روز بعد و به دلیل تغییر نیاز، ناراضی تر خواهد بود!.

 اینگونه برخورد آماری و تبلیغاتی و عدم توانایی دستگاه‌های دولتی در مدیریت ریسک‌های بالقوه فناوری اطلاعات، موجبات بی‌اعتمادی تدریجی و روزافزون سطوح مختلف سازمانی به اثربخشی و رویه بهبودپذیری فناوری اطلاعات را به همراه داشته و ریشه انحرافات بعدی و بی‌انگیزه‌ بودن سازمان‌ها در مسیر تفکر سیستمی سازمان خواهد بود. 

در بیشتر دستگاه‌های دولتی، صدای بوق و کرنای قصه‌های موفقیت‌آمیز بودن فناوری اطلاعات در مقایسه با گزارش‌های منفی از علمکرد سیستم‌های محصول، نسبتا بلندتر بوده و باعث شده است که تصویر فناوری اطلاعات، به عنوان راه‌حلی برای مشکلات اصلاحات بیش از حد نرمال ارتقاء داده شود. 

فروشندگان محصولات فناوری اطلاعات پیشکسوتان این ارتقاء هستند، زیرا آنها هم مانند همه شرکت‌ها، باید خدمات و محصولاتشان را بفروشند تا باقی بمانند.

آنها فضایی ایجاد نموده‌اند که فشارهایی در جهت استفاده فناوری اطلاعات بر مدیران دستگاه‌های دولتی وارد گردد و به صورت مستمر این پیام را به دستگاه‌های دولتی ارسال می‌کنند که فناوری اطلاعات می‌تواند مشکلات شما را حل کند و فناوری اطلاعات امسال از محصولی که سال قبل به شما فروختیم، بهتر می‌تواند مشکلات شما را حل نماید و از اینگونه تبلیغ‌ها.

البته نباید فراموش کرد که فقط بخش خصوصی در فناوری اطلاعات نیست که نفع شخصی از ارتقاء تصویر فناوری اطلاعات دارد، بلکه موارد زیر را نیز می‌توانیم به آنها اضافه کنیم:

  • مشاورین فناوری اطلاعات که به نحوی تداوم شغل خود در سازمان را وابسته به بزرگ‌نمایی هر چه بیشتر این تکنولوژی می‌دانند.
  • شرکت‌های آموزش‌ دهنده که از طریق آموزش IT دوام می‌آورند.
  • کارکنانی که مجلات، وب‌سایت‌ها و یا اخبار فناوری اطلاعات را تولید می‌کنند.
  • کارکنان فناوری اطلاعات دستگاه‌های دولتی که شغل و اعتبار کاذب‌شان وابسته به تکثر پروژه‌های فناوری اطلاعات است.

با اینگونه تصویرسازی از فناوری اطلاعات، باید اذعان نمود که متاسفانه فناوری اطلاعات در دستگاه‌های اداری کشور ما تبدیل به نمایه‌ای از مدیریت مدرن گردیده و کاربرد آن در امر اصلاحات بیشتر به هدفی فی نفسه تلقی می‌شود تا وسیله‌ای برای بهبود خدمات دولتی.

4- تفکر start – end (تک ورژنی) به جای تفکر فاز به فاز در پیاده‌سازی پروژه‌های فناوری اطلاعات،

تفکری که معلوم نیست چه زمانی به این کشور وارد شد (به نام surprise "غافلگیر نمودن") که البته کاربرد احساسی و عاطفی داشت؛ چراکه با اجرای ایده‌های جذاب، فرد یا افرادی در مسیر تغییرات شدید هیجانات مثبت و منفی قرار می‌گرفتند و یا به قولی غافلگیر می‌شدند.

 همان طور که از ماهیت این تفکر پیداست، غافلگیر نمودن افراد هیچگونه عکس‌العمل عقلانی را به همراه نداشته و بازخور آن صرفا هیجانی و احساسی است.

تصور نمایید در ارائه و اجرای طرح‌های اجرایی و عملیاتی چنین رویه‌ای اتخاذ گردد؛ آیا بازخور این شیوه می‌تواند عقلانی و بر پایه تفکر باشد؟ آیا تصور نمی‌کنید دلیل اصلی انحراف چند ساله اینترنت در کشور، ورود غافلگیر کننده آن بدون انجام فرهنگ‌سازی و اطلاع‌رسانی است؟ آیا می‌دانید بسیاری از پروژه‌های فناوری اطلاعات در حال حاضر در چارچوب همین تفکر، در پشت درهای بسته سازمان‌های دولتی در حال تولید و پیاده‌سازی است و قرار است در آینده، سازمان و کارکنان از همه جا بی‌خبر آن و متقاضیان کاملا بی‌اطلاع دریافت خدمات سازمانی در یک جشن، همایش و یا هر برنامه مشابه دیگری سورپرایز شوند؟ آیا تصور می‌کنید اگر به یک باره به کارکنان سازمان و یا مردم بگوییم از امروز ما از فلان تکنولوژی فناوری اطلاعات در جهت بهبود ارائه خدمات استفاده می‌کنیم، آنها برخوردی کاملا عقلانی و منطقی با این نوزاد تازه متولد  شده دارند و اصلا با خودشان فکر نمی‌کنند که چطور این مراحل طی شده است؟ آیا تاکنون از خود پرسیده‌اید که چرا گروهی از مدیران و کارکنان سازمان در مقابله با تغییرات سازمانی به دنبال جمع‌آوری کارت‌های برنده در جهت تخریب محصول تغییر سیستم می‌روند و چرا این پتانسیل به جای صرف شدن در مسیر ارائه پیشنهادات بهبود سیستم به سمت بزرگ‌نمایی نقاط ضعف حرکت کرده است؟ اگر پاسخ این سوالات را می‌دانستیم به جای سرکوب مقاومت‌های لایه‌های مختلف سازمانی و صرف هزینه‌های زیاد در جهت بازگرداندن سیستم‌های منحرف شده به مسیر اصلی، به تنبیه مدیران تصمیم‌گیر در فناوری اطلاعات می‌پرداختیم که چرا به صورت مستمر از روند طراحی، تولید و پیاده‌سازی سیستم، اطلاع‌رسانی لازم را انجام نداده‌اند؟ چرا خودتان نقاط قوت و ضعف سیستم را لیست نکردید و در برد سازمان نصب ننمودید و مودبانه از همکاران خود نخواستید که در مورد رفع نقاط ضعف به شما ارائه راهکار نمایند تا کارت برنده مخفی وجود نداشته باشد که پتانسیل سازمان مسیر منفی را طی کند؟ چرا مرتب اعلام کردید که فناوری اطلاعات، سازمان را به وضع مطلوب خواهد برد که با مشخص شدن اولین اشکالات طبیعی سیستمی، متهم به دروغگویی شوید و اعتماد سازمانی را نسبت به اهداف فناوری اطلاعات مخدوش کنید؟ اصلا مفهوم وضع مطلوب از نظر شما چیست و چرا حرکت سازمان از وضع بدتر به وضع بد را حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب تعبیر می‌کنید؟

متاسفانه این نوع تفکر در سازمان‌های اداری کشور موجب شده است تلاش سازمان در تولید و پیاده‌سازی سیستم‌های فناوری اطلاعات به سمتی جهت‌گیری نماید که باید یک بار و برای همیشه مشکل سازمان در حوزه فناوری اطلاعات را حل نماییم و از این رو منابع سازمان به سمت دستیابی به یک ورژن ایده‌آل هزینه شده و فراموش می‌شود که سیستم هر چقدر هم کامل دیده شود، نیاز امروز را پاسخگو است و برای نیاز فردا، سیستمی جدید مورد انتظار است و باید منابع سازمان برای فردا نیز صرفه‌جویی و برنامه‌ریزی گردد.

این آسیب، یکی از مهم‌ترین آسیب‌های تخریبی فناوری اطلاعات در دستگاه‌های اداری کشور بوده و باعث شده است در عمل طرح‌های گذار سیستمی، نظیر پایلوت نمودن، اجرای فاز به فاز در چارچوب بازخورهای اخذ شده از هر فاز و اجرای تدریجی، جای خود را به جایگزینی‌های سریع سیستمی داده و همین موضوع به نحو قابل توجهی شیرینی تکنولوژی اطلاعات را به تلخی بحران‌های کوچک و بزرگ تبدیل نموده است.

5- ضعف شناخته شده فرهنگ ما ایرانی‌ها در کار تیمی و عدم توجه کافی به تعریف کمیته‌های فکری در جهت بهره‌برداری از استانداردهای مهندسی، ارزش، تفکر سیستمی، بهبود مستمر و حل مسائل سازمانی مرتبط با فناوری اطلاعات است.

در جایی می‌خواندم که در بازی‌های مهد کودک ایران، 9 صندلی می‌گذارند و به 10 کودک می‌گویند هر کسی نتواند صندلی برای نشستن پیدا کند، (گرگ بازی) بازنده است و این در حالی است که همین بازی در کشوری مثل ژاپن به نحو دیگری است: 9 صندلی می‌گذارند و به 10 دانش‌آموز می‌گویند اگر کسی جایی برای نشستن پیدا نکند، همه 10 نفر بازنده هستند و کودکان سعی می‌کنند با در آغوش گرفتن همدیگر، نگذارند کسی بدون صندلی باقی بماند و اینگونه فرهنگ کار تیمی را در تفکر کودکان خود آموزش می‌دهند. شاید به همین دلیل است که در صنف محققان علم مدیریت گفته می‌شود که یک ایرانی به اندازه 3 ژاپنی کار می‌کند و 3 ایرانی به اندازه یک ژاپنی اثربخشی ندارند.

آنچه که در واقعیت می‌بینیم، بیانگر این موضوع است که در سازمان‌های اداری جایی که افراد ذینفع هستند، حس مشارکت‌پذیری پایین بوده و متاسفانه زمانی افراد تمایل به کمک دیگران پیدا می‌کنند که منافع خود را در خطر می‌بینند و دچار بحران می‌شوند و این اندازه از حس مشارکت‌پذیری نیز بیشتر ناشی از تلاش در جهت جلب کمک دیگران است تا مشارکت‌پذیری در مدیریت منابع و شرایط سازمانی.

 شاید بتوان یکی از عادات غیراخلاقی دستگاه‌های دولتی کشور، یعنی تفکر انحرافی لقمه انگاری در مقابل تفکر امانت انگاری را ناشی از همین آسیب دانست.

پارادایم فناوری اطلاعات مفهومی جز همگرایی فکری و مشارکت‌پذیری سطح‌بندی شده سازمانی نیست. متاسفانه یکی از آسیب‌های جدی فناوری اطلاعات در سطح دستگاه‌های اداری، عدم توجه به ماهیت مشارکت‌پذیری این تکنولوژی بوده و البته این ضعف نیز از تفکر منحرف شده ابزارگرایی در فناوری اطلاعات ناشی شده است. کمیته‌هایی همچون کمیتهcert ، جهت مدیریت رخدادهای امنیتی، کمیته معماری اطلاعات، جهت استانداردسازی مستمر و به روز بانک‌های اطلاعاتی، کمیته مهندسی ارزش با هدف بهبود و بهینه‌سازی فرآیندها متناسب با تغییرات شرایط و منابع در سطوح مختلف سازمانی، کمیته معماری فرآیند، جهت بررسی مستمر و فعال‌گونه فرآیندهای جاری سازمان و شناسایی نقاط قوت، ضعف، جمع‌آوری ایده‌ها، خلاقیت‌های سازمانی و .... از جمله جاهای خالی حوزه فناوری اطلاعات در سطح دستگاه‌های اداری کشور است.  

متاسفانه تفکر مدیریت در فناوری اطلاعات دستگاه‌های دولتی کشور، به سمت تصمیم‌گیری‌های فردی، مقطعی و سلیقه‌ای گرایش بیشتری دارد تا تصمیم‌گیری‌های گروهی و باید اذعان نمود که مدیران تصمیم‌گیر در فناوری اطلاعات کشور در بهترین شرایط در تصمیم‌گیری دموکراتیک بوده و لیکن در پیاده‌سازی و اجرای تصمیم اخذ شده بسیار مستبد و خود رای عمل می‌کنند.

شاید خیلی دور از ذهن نباشد این ادعای محققان تکنولوژی که می‌گویند: "در بخش خصوصی تصمیم آخر با شخصی است که تخصص و علم بیشتری دارد و در سازمان‌های دولتی حرف آخر را کسی می‌زند که قدرت بیشتری دارد و این تناقض آشکار عملیاتی پیمانکار و کارفرما یکی از ریشه‌های آسیب در حوزه فناوری دستگاه‌های دولتی است".

متاسفانه این موضوع موجب گردیده است که سطح تصمیم‌گیری‌های فناوری اطلاعات دستگاه‌ها تا سطح سواد مدیران تصمیم‌گیر فناوری محدود گردیده و نظریه‌پردازان و اندیشمندان در این حوزه در حاشیه قرار گرفته‌اند و در صورت تلاش در جهت تاثیرگذاری بر تصمیمات، با تنبیهات و بد رفتاری‌های سازمانی روبرو می‌شوند.

شايد اين امر بدان علت باشد که مديريت نوآوري در سطح دستگاه‌های اداری کشور هنوز در حال طي کردن دوره تجربي خود است و بلوغ لازم را براي مطرح شدن به عنوان يک علم پیدا نکرده است، ولی هر چه که هست، به عنوان یکی از کاندیداهای اصلی در بررسی دلایل خروج تدریجی و روزافزون افراد متخصص از بدنه اجرایی دستگاه‌های دولتی مطرح می‌باشد.

6- عدم توجه کافی به سه اصل بنیادین امنیت در فناوری اطلاعات (محرمانگی، صحت و در دسترس بودن)

می‌توان اذعان نمود یکی از آسیب‌های مهم در حوزه فناوری اطلاعات، عدم شفافیت سیاست‌های امنیت اطلاعات می‌باشد و این موضوع موجب گردیده است که امنیت در دستگاه‌های اداری کشور بیشتر از اینکه به عنوان فرهنگ و تفکر اصلاح شده تلقی شود، رویکردی ابزاری را ترویج نماید و به سمت خرید سخت‌افزارها و ابزارهای گوناگون کنترلی جهت‌گیری کند.

 این در حالی است که بر اساس برآوردهای جهانی بیش از 85 درصد سرقت‌ها و ناامنی‌های اطلاعاتی، منشاء درون سازمانی داشته و بیشتر ناشی از عدم برنامه‌ریزی مناسب در فرهنگ‌سازی و آموزش‌های صحیح کاربری در جهت کاهش خطاهای انسانی است تا کمبود تجهیزات سخت‌افزاری و کنترلی.

 علاوه‌براین، نباید فراموش کرد که امنیت در ارائه سیستم‌های نرم‌افزاری، صرفا به مفهوم تولید و استفاده از یک نرم‌افزار امن نیست. ویژگی‌هایی نظیر رمزنگاری، احراز هویت و کنترل دسترسی در امنیت نرم‌افزار از حساسیت بالایی برخوردارند، اما این ویژگی‌ها و مکانیزم‌های امنیتی به تنهایی کافی نبوده و لازم است تست‌های امنیتی با دو رویکرد مختلف انجام پذیرند:

-         تست مکانیزم‌های امنیتی جهت اطمینان از اینکه عملکرد آنها به درستی پیاده‌سازی شده است.

-         تست‌های  امنیتی مبتنی بر ریسک در چارچوب درک و شبیه‌سازی روش رخدادهای امنیتی

7-  عدم تداوم و استمرار محصولات و خروجی‌های فناوری اطلاعات:

نوع برنامه‌ریزی و مدیریت منابع سازمانی موجب گردیده است که خروجی و محصولات فناوری اطلاعات در کشور از استانداردهای بهبود مستمر، همچون تفکر کایزنی تبعیت ننموده و نظام تعریف شده و مداومی در ارائه سرویس‌ها و خدمات مرتبط با دولت الکترونیک نداشته باشیم.

به عبارت دیگر، توفيقات به دست آمده در حوزه فناوري اطلاعات (نظیر كارت سوخت و ...) صرفا با نگرش پروژه‌اي و به صورت اورژانسي و ضربتي انجام گرفته است و به طور یقین می‌توان گفت که تفکر تداوم، بهبود، فرصت‌جویی و بهینه‌سازی مداوم که مبین پویایی و تداوم زندگی یک سیستم است، در کشور ما جای خود را به تفکر مدیریت بحران و تصمیم‌گیری‌های اورژانسی داده و این معضل در لایه‌های مختلف سازمانی به خوبی مشهود است.

در این نوع نگرش، توان سازمان به اندازه قابل توجهی به سمت رفع مشکلات موجود معطوف و تقریبا طرحی برای تداوم، بهبود و نگه داشت سیستم‌های تولید شده وجود ندارد. در نتیجه، سازمان‌های اداری کشوری با یک قدم عقب‌تر، بیشتر به سازمان‌های متبحر در زمینه مدیریت بحران‌های کوچک و بزرگ تبدیل شده‌اند تا سازمان‌های ریسک‌پذیر و نوآور.

وابستگی کسب و کار به خدمات فناوری اطلاعات روز به روز بیشتر می‌شود و در نتیجه اثرات ناشی از بروز خرابی در این خدمات روی فرآیندهای کسب و کار نیز به شدت افزایش یافته است. مدیریت استمرار خدمات فناوری اطلاعات
(ITSCM: IT service continuity Management) به مدیریت قابلیت‌های سازمان، در تداوم ارائه سطحی توافقی و از پیش تعیین شده از خدمات IT به منظور پشتیبانی از نیازمندی‌های کسب و کار در شرایط بروز حادثه می‌پردازد. بنابراین می‌توان ITSCM را به عنوان بخشی درونی از فرآیند مدیریت استمرار کسب و کار برای اطمینان از امکان ارائه خدمات IT قلمداد نمود. این طرح دو هدف عمده را دنبال می‌کند، کاهش مخاطرات تا حد قابل قبول و تهیه و توسعه طرح‌های احیای فعالیت‌های کسب و کار در صورت وقوع حادثه.

 


سایر مقالات

READ ARTICLE

دفترکار همراه شما: ابزارهایی که برای کار روی هر دستگاهی به آنها احتیاج دارید

READ ARTICLE

آيا قدرت مديران ارشد اطلاعات در حال افول است؟

READ ARTICLE

BMC بخش پشتيباني خود را مشاركتي‌تر كرد

READ ARTICLE

استفاده از سيستم‌هاي تصميم‌يار در آموزش الکترونيکي قسمت 2